به نام او که نمیدونم جواب کدوم خوبیم تورو بهم داد... این روزا دوست دارم حالمو بدونی اغلب دلم برایت تنگ میشه هر لحظه تورا نفس میکشم هر ثانیه فکر تو و خوشبختیت جلومه تعجب نکن یه دیوونه داره باهات حرف میزنه دیوونه ای که حالا تو دیوونه ترش کردی و خوشحاله که حالا مجنونم هست دیوونت هنوز عاشقستو زنده چند وقت پیش اینجا باران امد و چند جای دیگر زلزله اینجا هم یک بار برای همیشه زلزله امد که تو باعثش بودی اینجا یعنی دلم را میگویم و حالا این عاشق محتاج گرمی دستاته بانو ببین کار خدارو یه روز دستای سردتو پناه دام بدون اینکه فکر کنم یه روزی هم من محتاج دستات میشم... یکم برگرد عقب بانو به روزای خوبمون به هنوزم...تا ابد به دستامو باور کن... به زیر بارون داد و فریادا حالا همه چی بستگی به تو داره مثل روزای مرگ و زندگی میمونه میتونی بیایو نفس بشی بانو یا... نمیشه که همه چیو اینجا گفت بانو غریبه ها میخونن... فقط جون عاشقت رفتنت مرگ دله
http://www.divoneye-zanjiri.blogfa.com/