**رهگـــــذر**
من با تو سخن می گويم.. رساتر از هميشه... و تو حرفهايم را می شنوی... روشن تر از هر روز... بگذار از عشق سخن نگويم... بگذار وسعتش را در حصار کلمات محدود نکنم؛ چرا که من عشق را با کلام در نيافتم... برای من عشق نه کلام است؛ نه صوت و صدا.. چيزی است وسيع تر از همه اينها؛ وسيع است و با نجابت.. مانند دلت... با شکوه است و پر رمز و راز.. همانند چشمانت.. عميق است و پر از صداقت... همانند انديشه هايت.... بگذار دريا بداند رقيبی دارد به زلالی قلبت.. وبه ژرفناکی نگاهت.. و گفتی که معنای عشق در انتظار است و در فاصله ها.. و من تمام اين فاصله ها را با صبر و انتظار.. به تماشا نشسته ام! چه رازيست در اين فاصله.. نمی دانم که هر چه ميگذرد مرا شيداتر می کند... و من؛ شيدا می مانم.. بگذار از عشق سخن نگويم؛ بگذار وسعتش را در حصار کلمات محدود نکنم....!!!
**رهگـــــذر**
نیکوتینِ سیگار آدم ها را جذب نمیکند ؛ آدم ها به دود سیگار معتاد می شوند ... خیره می شوند به دود و غرق در خاطرات ؛ آدم ها معتاد خاطرات می شوند... !!
%$@آرش(مبصر)@$%
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت ....بیایی ببینی که همه حلقه زدن دور و ورت
%$@آرش(مبصر)@$%
این شعر را در وصف اعراب گفته : ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردان تفو
خیلیا رفتن
چرا؟مگه چی شده؟
نمیدونم...من که جدیدم...ولی مهدی فعله گری،چه،داملا،اکرم،4100 رفتن
داملا دوست صمیمیه من بود اونو میدونم حالا بقیه چرا؟اینایی که گفتی همشون با هم دوست بودن
منم نمیدونم